تبليغاتX

دوستای من دانستن کافی نیست بلکه باید دانسته های خود را به کار گرفت . راستی برای شنیدن موزیک سایت باید اسپیکر رایانه تان روشن باشد

چرا باید تا موقعی که خوبی هست تا موقعی که مهربونی هست بد بود؟ چرا باید تا وقتی که شادی و خوشحالی هست غمگین بود؟ چرا باید تا وقتی که لبخند هست گریه کرد؟ ۩۞۩ یادگاری های مجازی ایدا ۩۞۩



۩۞۩ یادگاری های مجازی ایدا ۩۞۩

درباره سایت ایدا
مطالب گذشته سایت
دوستان ایدا
سایت های جالب

امار سایت ایدا





aida

لوگوی سایت ایدا


لوگو دوستان ایدا
 سایت آموزش ایرانیان









جستجو در سایت ایدا
تعادل

سلام ... خسته نباشید با سختیای روزگار چه می کنید؟

 

من همیشه برای همه ارزوی سلامتی و پیروزی دارم. امیدوارم که شمایی که این مطالبو

 

می خونی پیروز و سلامت باشی. این روزا خیلی دوست دارم سرمو به یه چیزی گرم کنم

 

اخه درسم تموم شده. واسه همینم رو اوردم به یادگیری صحبتهای محاوره و ضرب المثل

 

های انگلیسی . امسال کنکور زبان اختصاصی دادم. دعا کنین قبول شم. راستی یه چیزی

 

تا یادم نرفته بگم بهتون که زیاد زردالو نخورید چون که ویتامین A داره و هرچی ویتامین

 

A اضافی به بدن برسه موهای سر ادم میریزه. نمیگم نخوریدا زیادشو نخورید. ببینید اگه

 

دقت کنید می بینید هر چیز و کاری که توش تعادل باشه به موفقیت میرسه یا ضررنمیرسونه

 

منظورم اینه که تعادل توی هر کاری بهترینه. اگه بخوای زیاده روی یا کم روی کنی بالاخره

 

یه جای کارت به مشکل برمیخوره. توی متون دینی و کلا روانشناسی هم می بینیم که توصیه

 

میشه  تعادل توی هر امری حفظ بشه ... هرچیزی در حد متعادل و وسطش خوبه... مثلا

 

خوردن رو در نظر بگیرید ... دیدین بعضیا وقتی پای غذا می شینن دیگه ول کن نیستن؟ یا یه

 

عده رو می بینیم که در حد لازم می خورن همیشه هم سالمن ... اونایی که توی خوردن افراط

 

می کنن اکثرشون بیمار و رنجور هستن. چون تعادل رو توی خوردن حفظ نکردن... مثال های

 

زیادی میشه زد... یکی مثلا توی کسب و کاراونقدر سختی میکشه و تلاش می کنه که دیگه

 

رمقی واسش نمی مونه بعدشم می یفته مریض و بیمار هر چی در اورده رو خرج دکتر و دوا

 

می کنه ... این واسه چیه؟؟؟؟؟ واسه اینه که حد وسط رو توی کارش در نظر نگرفته... اقا

 

کی گفته کار بده؟ کار خوبه اما در حد متعادلش . همه چی در حد تعادلش خوبه... اگه بخوای

 

یه کم بری این ور یا اون ور باید ضررشو بدی. توی عشق ، محبت ، خوردن ، تلاش و حتی

 

سکس هم باید تعادل رعایت بشه تا مشکلی گریبانگیر ادم نشه ... پس پیام این پست به شما از

 

طرف من اینه که توی هر کاری حد وسط داشته باشید و تعادل رو پیشه کنید. این طوری از

 

زندگی لذت می برید و همیشه سلامت خواهید بود...

 

                                                              با ارزوی موفقیت برای شما

 

                                                             ایدا دختری متعادل


نويسنده: ایدا میرمعصومی مورخ: سه شنبه یازدهم تیر 1387 در ساعت: 21:51
|+|
به هم احترام بذاریم

درود بی پایان خدمت شما

 

به ادرس و فضای جدید وب من خوش اومدین. با گرما چه می کنید؟ حالا تازه وارد مرداد

 

ماه نشدیم اونوقت که دیگه واویلاست . دلم می دونید واسه کیا می سوزه؟ واسه این کارگرای

 

ساختمون ساز. وقتی میرم بیرون می بینم توی این هوای گرم چه بدبختی می کشن. فکر کردین

 

چقدر حقوق به اینا میدن؟ خیلی خیلی کم. خب سخته. خیلی سخته. یا مثلا خیلی از شغلای دیگه

 

هست که خیلی سختی داره توشو درامدی هم به اون صورت نداره. مردم از سر مجبوری رو

 

به این کارا می یارن. چند شب پیشا دوستم داشت این کارگرای زحمت کش شهرداری رو

 

مسخره می کرد . داشت می گفت ایدا برو زن این سوپورای شهرداری شو و غش غش می

 

خندید. بهش گفتم خب عزیز من چرا مسخره می کنی؟ این افرادم ادمنا. اونا کلی زحمت

 

میکشن تا شهر تمیز باشه . ما وبا نگیریم توی این گرما. گند از سرو رومون بالا نره. اون

 

وقت تو مسخرشون می کنی؟ تا حالا فکرشو کردی که اگه همین کارگرای زحمت کش

 

شهرداری نباشن اصلا وضع دنیا چی میشه؟ چه اتفاقی واسه ما و محیط زیست می افته؟

 

دنیا که همش ادمای دکترو مهندسو فیزیکدان نمی خواد. همش که دکترو مهندسا خوب نیستن

 

همین کارگرای زحمت کش شهرداری هم ما باید بذاریمشون روی سرمون که گندو کثافتای

 

زندگی ما رو دور می کنن. همینا اگه نبودن ما باید توی کثافت غوطه ور می شدیم. یا همین

 

افرادی که زباله های قابل بازیافتو جمع اوری می کنن. شما تا حالا به این موضوع فکرکردین

 

که این افراد چقدر برای محیط زیست و اصلا کاهش هزینه ها مفید هستن. اگه این مواد قابل

 

بازیافت جمع اوری نشه و دوباره ازش استفاده نشه می دونید چقدر هزینه برای ساخت

 

مجددشون میشه؟ می دونید چقدر نفت لازم میشه که این شیشه ها و مواد پلاستیکی ساخته

 

بشن؟ این افراد با جمع اوری زباله های قابل بازیافت مثل پلاستیکها موجب میشن که دوباره

 

به چرخه ی مصرف تبدیل بشنو یه سری از هزینه ها کاهش پیدا کنه. بله اینه. درسته که این

 

افراد از نظر ظاهر یه کمی لباسای مناسب ندارن ولی این دلیل نمیشه که ما شغل اونا رو

 

کم اهمیت بدونیم و مسخرشون کنیم. همه شغلا ( به جز شغلای خلاف مثل... ) اهمیت دارنو

 

به درد بخورن کسیم حق نداره مسخرشون کنه. دنیا که فقط دکترو مهندسو مدیرو نماینده

 

مجلس نمی خواد. امیدوارم که تونسته باشم توی اولین پست وب جدیدم یه حرفای به درد

 

بخوری زده باشم. اخه این موضوع توی فکرم حسابی جا خوش کرده بودو تلنگر میزد بهم

 

که عنوانش کنم حالا هرچند تاثیری نداشته باشه یا کم باشه.

 

                                                                    خواستار پیروزی شما ایدا


نويسنده: ایدا میرمعصومی مورخ: سه شنبه یازدهم تیر 1387 در ساعت: 21:50
|+|
عکسای الیور جونی و یه مدت تاخیر واسه درسا...

سلام دارم خدمت همه ی دوستان

 

ایندفعه زود واسه اپ اومدم . اونم به دو دلیل . 1: یکی اینکه می خواستم

 

بیام عکسای برادرزاده ی عزیزم الیور جونی ( عشق عمه ایدا ) رو برای

 

مجتبی و سمی توی اصفهان بذارم . چون اونا ای دی ندارن و اصولا از

 

نت نمی دونن منم مجبور شدم عکسارو بذارم اینجا تا با ادرس دادن وبم

 

بیان اینجا و ببینن عکسارو ... 2: من می دونم دل سمی واسه این بچه

 

های تپل مپل مثل الیور جونی ضعف میره واسه همین واسش گذاشتم

 

منم که عمه ایدای نی نی هستم دلم داره واسه نی نی بیژ بیژ میره

 

خب دیگه بریم سراغ عکسای نی نی ( چشش نکنینا ) داداش خسرو .

 

برای دیدن عکسا برین روی ادامه مطلب کلیک کنین بعد کلیک راست کنین و

 

گزینه ی show picture  رو بزنین تا عکسا باز شه ... نظرم بذارین ممنون

 

میشم ( منظورم مجتبی و ایناس )

 

راستی این روزا به دلیل حجم زیاد درسا مجبورم با نت کمی تا قسمتی خدافظی

 

 کنم از همتون حلالیت می طلبم . دو تاشومی ذارم اینجا بقیه عکسا ادامه مطلبه( قابل توجه مجتبی و سمی ). راستی کیا کوچولو تو چطوری دلت میاد راجع به دخترای اصفهانی این حرفو بزنی؟ به خدا ما خوبیم.

 

خب دیگه بریم سراغ عکسای داداش خسرو و نی نی

 

 

 

 

 

 

 


نويسنده: ایدا میرمعصومی مورخ: سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 18:43
|+|
قحطی گرسنگی بدبختی لایه ازن همه و همه چیز دیوونم کرده

سلام دارم خدمت همه ی دوستان و خوانندگان وب

 

دومین پست رو توی سال جدید تایپ می کنم واسه وب. خیلی دلم گرفته . خیلی ناراحتم. اگه اخبار رو گوش بدین می فهمین چه وضعی گریبانگیر جهان شده .قیمت مواد غذایی توی بیشتر کشورهای فقیر جهان از جمله ایران خودمون ( اره ما هم کشور فقیری هستیم نفتو می فروشیم ولی پولش معلوم نیست کجا میره ؟ ) افزایش پیدا کرده . توی کشورهای افریقایی که این وضع غوغا می کنه . بیچاره ها اه نداشتن با ناله سودا کنن حالا همین ناله رو هم ندارن . به خدا داره قحطی جهانو می گیره . برنج که توی امریکا سهمیه بندی شده . توی مالاوی هم که روز به روز به تعداد افرادی که از گرسنگی مردند اضافه میشه ( افزوده میشه بگیم بهتره چون فارسیه ) . به دلیل تغییرات اب و هوایی هم که خشکسالی داره بیداد می کنه . اخه من چند بار بگم این قدر با این ماشیناتون توی خیابونا ویراژ ندین هوا رو الوده کنین تا لایه ازن از بین بره . اما کو گوش شنوا؟؟؟؟؟؟؟؟

 

توی اصفهانم که یه ذره اب تمیز نیست. از اون وقت که نفت ریخته توی سد دیگه بیشتر مردم توی اصفهان مسموم شدن. همه اب معدنی می خورن. ابا بوی نفت میده . حالا که قرار شد بریم اصفهان ( شاید ) ببین چه شانسی داریما !!!!!!!! هم اب نفتی شده هم رودخونه ی عزیز به گفته ی مامانم خشک میشه . ولی فکر نکنم رودخونه خشک بشه . رودخونه ی زاینده رود قلب تپنده ی اصفهانمونه . می خوام شبا برم لب اب اواز بخونم. مگه الکیه؟؟؟

 

 

الان که من دارم این واژه ها رو تایپ می کنم ( ماشین نویسی بگیم بهتره فارسی تره ) الان کلی ادم توی دنیا دارن از گرسنگی و فقر می میرن . ندارن بخورن . اون وقت ما بشقاب بشقاب برنج می ریزیم دور یا نونا رو می ریزیم توی سطل یا بیخودی شیر ابو باز می ذاریم  یا ... . بهتره این روزا بیشتر صرفه جویی کنیم .

 

 

این روزا فقط دارم درس می خونم . از دوستای گلم هر کس از رشته ی زبان انگلیسی اطلاعاتی داره اگه بهم بده ممنون میشم. می خوام اگه خدا بخواد توی رشته ی زبان انگلیسی درس بخونم . من عاشق این زبانم. ولی در عین حال فارسی رو هم پاس می دارم.

 

دوستای عزیز هدف من از نوشتن این پست این بود که بگم توی بعضی کارا و چیزا صرفه جویی کنیم بهتره . من ادم خسیسی نیستما ... می گم صرفه جویی کنیم بهتره . این روزام که ایران تحریم شده توی دنیا هم که منزوی شدیم تا میای با دو تا خارجی چت کنی تا می گی ایرونی هستی دیگه جوابتو نمیدن یا اگرم بدن همش فحش و بدو بیراهه... یعنی دیگه این قدر خاک بر سر ما شده؟؟؟؟؟؟ ولی ما می تونیم ایرانمونو سربلند نگه داریم می تونیم توی دنیا خودی نشون بدیم اگه جوونای هم سن و سال من و نسل امروز تلاش کنه و دنبال درس و دانش و فناوری رو بگیره تا حداقل از این طریق بتونیم توی دنیا خودمونو نشون بدیم

 

یه چیزی : برای همه اروزی موفقیت دارم ومی خوام به کیا کوچولو جون بگم که عزیزم مگه اصفهان چشه؟؟؟؟؟؟؟ چیزی شده؟؟؟ مردم اصفهان همشون خوبن شاید تو با کسایی که اصفهانی نیستن رابطه داری واسه همین......

 

یه چیزی : این روزا درس خون شدم . چقدر خوب میشه که همه ی هم نسلای منم با درس خوندن ایرانو سربلند نگه دارن

 

یه چیزی : ادرس وبمو تغییر ندادم .

 

 

                                                                   ایدا دختری واقع بین

 

 


نويسنده: ایدا میرمعصومی مورخ: شنبه هفتم اردیبهشت 1387 در ساعت: 14:28
|+|
سال جدید و برنامه های جدید ...

با سلام و تبریک سال جدید من هنوز زندما ...

 

وای حدود 2 ماهه که سال 1387 شروع شده . ما رفتیم واسه عید اصفهان شهرمون . وای این قدر خوش گذشت که نگو ( جاتون خالی ) یه سری تجربه ها ی جدید به دست اوردم که نمیشه بگم ولی خیلی خوب بود می خوام این تجربه ها رو ادامه بدم . توی اصفهان رفتیم خونه مادر ( مادربزرگم ) بعدش من رفتم دروازه دولت رفتم رستوران محققیان رفتم کوه صفه همه جا رفتم ... ولی مثل قبلنا که می خواستیم برگردیم تهرون دلم می گرفت ، دلم امسال واسه برگشتن به تهرون نگرفت . چون هم امسال اگه خدا بخواد قراره برگردیم اصفهان واسه زندگی و اینکه کلی برنامه ریزی واسه سال جدید داشتم که باید ردیفشون میکردم دیگه خوب نبود زیاد توی اصفهان بمونمو از برنامه هام عقب بیفتم. ولی اصفهانم واسه خودش جاییه ها ... اصفهان نگو بلا بگو . خیلی شهر خوبیه . یه زمانی راستش حالم از اصفهان به هم می خورد. تا می یومدن می گفتن باید بریم اصفهان دیوونه می شدم . فقط می گفتم تهرانو عشقه . تموم درسا و برنامه ریزی واسه ایندمو توی تهران چیده بودم . به اصفهان می گفتم دهات . ولی توی این دو ساله عشقم شده اصفهانو بس. چون که اولش تهران هواش الودست ادم عمرش اینجا با این هوا و ترافیکو استرس کم میشه ( هر چند که توی اصفهانم این مشکلات هست ولی کمترش ) هم اینکه اصفهان شهر مونه اینجا تنهاییم حوصلمون سر میره . خود من توی این 7 سالی که تهران بودیم این قدر افسرده و گوشه گیر شده بودم که نگو ولی حالا بریم اصفهان دیگه با بقیه رفت و امد می

 

 

کنیمو منم از گوشه گیری در میام ( حالا فکر بد نکنینا از گوشه گیری ) .تازه توی اصفهان یه ادمایی هستن که منتظرن من بیام اونجا و... ( حالا دیگه بماند بقیشو لطفا ندونین ) . تازه توی پستای قبلی گفته بودم که واسه سال جدیدم برنامه ریزی کردم که به خواسته هام برسما ... حالا دارم تک تک این خواسته ها رو کم کم به امید خدا و با تلاش خودم محقق می کنم . تنها چند ماه دیگه بیشتر تهرون نیستیم بعدش اثاث کشی به سمت کجا ؟ اره اصفهان . دوست دارم بریم طرفای خواجو خونه بگیریم اونجا خیلی با کلاسو خوبه . دوست دارم خونمون یه پنجره ی سرتاسریو بزرگ داشته باشه که کل اصفهانو از اون بالاش ببینم ( منظورم پنجرشه ) . یه خونه ی بزرگ دلم می خواد . تو رو خدا دعا کنین همچین خونه ای گیرمون بیاد . تازه می خوام برم اگه خدا بخواد سرکار توی اصفهان . می خوام برای خودم مستقل شم یه پا خانوم شم . وای تازه یه کارای دیگم می خوام انجام بدم ( که به خودم مربوطه ) . یعنی میشه من به خواسته هام برسم ؟؟؟؟ هر سال عقیده و نظر و خواسته هام تغییر می کنه . اصلا ثبات عقیده و فکر ندارم . اشکالی نداره . اینم دیگه یه نوعشه خدا واسه من خواسته . راستی از همه ممنونم که کامنت گذاشتن . سال خوبی داشته باشین برای منم دعا

کنین که به خواسته هام برسم ...

 

 

یه چیزی  :  راستی این روزا اهنگ مثل بارون حسین استیری رو خیلی گوش میدم با اهنگ گریه نکن حمید عسکری که خیلی اهنگشو دوست دارم ...

 

یه چیزی :  یه حالو هوای خاصی دارم . روزا خیلی بلند شده عصراش به دلم می چسبه کاش الان اصفهان بودمو به خواسته هام رسیده بودمو ...

 

یه چیزی : شایدم باز موندیم تهران احتمال زیادش هست که تهران بمونیم

 

 

                                                               ایدا دختری عاشق اصفهان

 

 

 این جا اصفهان ماست که این قدر خوشکله


نويسنده: ایدا میرمعصومی مورخ: شنبه سی و یکم فروردین 1387 در ساعت: 0:8
|+|
اینم عکسای دکوراسیون خونمون قشنگه؟

سلام دارم خدمت تمام دوستای عزیز و بینندگان وبلاگ

امیدوارم که سالی پر برکت و خوب داشته باشین …

امروز واستون عکسای خونه ی جدیدمونو گذاشتم. دوست داشتم از شما بپرسم خونمون قشنگه؟

اخه دکوراسیونشو خودم طراحی کردم … خیلی دوست دارم نظر دیگرانو در مورد طراحی و

دکوراسیون خونمون بدونم… اگه لطف کنید در مورد طراحی و وسایل خونه پیشنهاد یا طرحی

بدین ممنون میشم… لوسترا رو همشو خودم انتخاب کردم… بابام می گفت اصلا این خونه واسه

تو هر جور دوست داری بچینش… حدود یک سال طراحی دکوراسیونش وقتمو گرفت ولی خیلی

دوستش داشتم…

بالاخره اینم عکسا ببینین قشنگه؟؟؟

 

اینجا استخرمونه که توی حیاط پشتی قرار داره…

 

اینجا هم نمای کلی بیرونی خونمونه که دست اقا ممد برای باغبونیش درد نکنه…

اینجا هم در ورودی خونس که مهمونامون از این سمت وارد میشن…

اینجا هم اتاق پذیراییمونه که لوستراشو با مبل ها خودم انتخاب کردم قشنگه؟

اینجا هم سالن غذاخوریمونه که باز صندلی ها رو خودم پسندیدم ( واقعا سخت بود پسندیدنش )

اینجا هم از یه سمت دیگه هست همون سالن غذاخوریمونه ….میز سلف رو هم خودم پسندیدم

 

اینم قسمت حمام و دستشویی مونه که سنگاشو خودم انتخاب کردم قشنگ نیست؟؟؟

اینم پنجره های بالایی مونه که من عاشقشم طرح پرده ها رو خودم دادم ولی نمی دونم چرا مامانم تغییرش داد؟

اینم تخت خواب منه خیلی دوستش دارم از چوب ابنوسه...

امیدوارم که از عکسای خونمون خوشتون اومده باشه … به خدا یه سال طراحی و انتخاب پرده ها و دکوراسیونش وقتمو گرفت. یک سال من همش این کشور اون کشور بودم تا اخرین مدلای پرده و مبلو اماده کنم. پرده ها رو از انگلیس سفارش دادیم که اخر پردست … مبلا رو هم طراحی شرکت کاربولاس توی پاریس بود… بقیشم که زیر نظر یه دیزاینر و طراح المانی که خیلی معروفه یعنی اقای مارتین پارتارا چیدیم… دعا کنین بابام این دفعه رو هم واسه نمایندگی مجلس برنده شه… سال های قبل که رای اورد و نماینده ی خوبی هم بود الحق و الانصاف … امسالم چون می گن واسه شخص خاصی تبلیغات نکنین منم اسم باباییمو نمیارم…

راستی برین ادامه مطلب یه چیز خیلی خیلی جالب داره… پیشنهاد می کنم از دست ندین

توی این صفحه جا نشد بذارم گذاشتم ادامه مطلب

 

 

                     

 


نويسنده: ایدا میرمعصومی مورخ: چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 در ساعت: 11:8
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.aida-1369.tk & www.aida-1369.tk & www.aida-1369.tk